تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
طرح زيتون و نخل طوبى ريخت * سرو رعنا به جويبار آورد زينت باغ تا شود ياقوت * دانه‌ها در دل انار آورد عطرآگين كند جهانى را * از ختن نافهء تتار آورد تا كه حسنش به غير بنمايد * نسل آدم به روزگار آورد پى تكميل آفرينش خويش * رو به ترسيم قلب‌زار آورد بهر دل نقش روى يار كشيد * دل مقيّد به زلف يار آورد شيوهء عاشقى مقرر داشت * دام دل زلف تا بدار آورد تا كه مشتاق‌تر كند عشاق * جلوهء ديگرى به كار آورد زير انوار حسن پنهان شد * خيل عشّاق بىقرار آورد تا شود خون ، دل گرفتاران * پرده بر روى گل‌عذار آورد چون فزون گشت درد هجرانش * مژدهء وصل پايدار آورد غمزه‌اى كرد شد تجلّى طور * جمله دل‌ها اميدوار آورد گه عيان مىشود گهى پنهان * جان به لب‌ها ز انتظار آورد عاشقان را اسير حرمان كرد * طالبان را به غم دچار آورد عارفان را بتاب و تب افكند * مىكشان را ز مى خمار آورد زين تلون مبر اميد از وصل * نااميدى به دل غبار آورد جان‌نثاريست پيشهء سالك * بين كه حلّاج رو به دار آورد بندهء تن نگشت محرم راز * بگذر از تن كه اعتبار آورد چون « جلائى » ز خود شدى فارغ * طبع تو ذرّ شاهوار آورد

حمايل

آمد به صد ناز از سفر پرچم ز گل افراخته * آن سرو ناز دلبران سنبل به دوش انداخته فرش از زمرد ، زير پا بر موى زرين گل زده * بر سينه‌ى زيبنده‌اش از گل حمايل ساخته تاجى ز گل بر فرق سر ، پوشيده از گل پيرهن * يك خرمن گل در بغل خلقى به او دل‌باخته
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 394 | سيد محمد باقر برقعى