تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
پس فعل خداوند تعالى شده صادر * ز آنها كه صفا يافته در خلقت اولى با آنكه ولىّ حاكم بر عالم كون است * هر لحظه به تغيير قضاياست توانا خاتون جهان گشت جفا را متحمّل * شد بر همهء ظلم و ستم سلم و شكيبا تا بوده زمان ظلمت و نور است مقابل * تا بوده زمين خوب و بد هستند به يك جا تا شب نشدى ، روشنى روز نبودى * هر ضدّ به ضدّ دگرى بوده شناسا تا چشم به هم بست نبىّ ، فتنه و آشوب * آن‌قدر فزون شد كه برون است ز احصا بر جان و دل ختم رُسُل هرچه جفا بود * بىفاصله اعمال شد از جانب اعدا آرى ! همه بر شاكلهء خود عمل آرد * از خوب رسد خير و ز بد شرّ و خطايا از اوّل و ثانى به‌جز اين كار نيايد * جز تيرگى ، هرگز نبود از شب يلدا از روز نخستين ، سخط حضرت بارى * تا شام ابد هرچه فزون باد بر آن‌ها « جدّى » نسب از حيدر و از فاطمه دارد * بىخود نه چنين غاليه‌سا گشته و گويا در خاطر وى نيست به‌جز مهر نكويان * تا خود چه كند در دل او نور تولا دايم بود او ناظر ، بر اجمل اوصاف * همواره بود ذاكر ، بر اعظم اسما مجلاى اتمّ همه آداب و كمالات * يعنى حسنين و علىّ و احمد و زهرا