تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
اگر هم يك شبى با لحظه‌هايم مىشوم خاموش * دلى گرم از چراغ خانه‌ى دل‌تنگ‌ها دارم كسى پشت در است آيا چه نخوائى است ، همسايه است ؟ * بله ! همسايه مىداند كه با خود جنگ‌ها دارم

معبد پروانه

شدم تنها ، بيا اى نازنين ، در خانه‌ام امشب * بيا در محفلم بنشين كه در ويشانه‌ام امشب چراغى سبز دارم بىصدا چون اشك مىسوزد * نمىآيد صداى گريه از ويرانه‌ام امشب ز پشت شيشه مىبينم ، چه دل‌تنگانه مىبارد * پس گنجشك‌ها بر كاشى گلخانه‌ام امشب تمام شمع‌هاى عاشقى را سجده خواهم كرد * غبارافشان نقش معبد پروانه‌ام امشب برو اى نازنين ! با دو دستت شب‌نشينى كن * رها كن تا بمانم با دل ديوانه‌ام امشب

يكى نبود و يكى بود

صداى گيج غمم را شنيده بود يكى * اتاق تخل دلم را چشيده بود يكى يكى كه قفل دل از احترام او وا شد * يكى كه پنجره‌هايم به نام او وا شد ترانه‌هاى مرا خوب مىشناخت يكى * دل مرا چه نجيبانه مىنواخت يكى يكى كه خلوت من را ز رنگ پر مىكرد * يكى كه طرح مرا از قشنگ پر مىكرد مرا به كلبه ويران يادها بسپرد * « اتاق تلخ » مرا او به بادها بسپرد
* * *
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 356 | سيد محمد باقر برقعى