تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
جمهورى اسلامى مركز يزد به عنوان تهيه‌كننده برنامه تلويزيون مشغول خدمت مىباشد .

نت‌هاى فراموش

شبيه كوچه‌هاى مرده گلدان‌هاى بىرنگم * به لحن آب نزديكم ، ولى سنگم ، ولى سنگم غزلهايم كبوترهاى محرومند و مىدانند * كه من با كودكى چون قلب خود هر روز در جنگم غزل ابرىترين كلبه‌ها در موسم حزن است * و من در ازدحام واژه‌هاى خيس مىلنگم سرانگشتان پاييز و سكونت و نغمه‌هاى سرد * غريبه ! شهر نت‌هاى فراموش است آهنگم به اميد سلامى تازه هر شب چشم در را هم * به شوق يك صداى كهنه هردم گوش بر زنگم صداى غربتم در چشم گنجشكان ترك انداخت * بگو آخر چه مىخواهى خدا ! از دل تنگم

هجوم زنگ

دل پژمرده‌اى در زير پاى سنگ‌ها دارم * نبين محو تماشايم كه با خود جنگ‌ها دارم كنار لحظه‌هايم مىنشينم ، قصه مىخوانم * و هر شب گوشه‌ى ويرانه‌ام آهنگ‌ها دارم تمام خاطراتم را كف دستم نوشتم ، آه ! * عجب نقاشى سرد تهى از رنگ‌ها دارم كنار لحظه‌هايم گاه‌گاهى خواب مىبينم * ميان برف‌ها باغى پر از نارگ‌ها دارم دلم از سايه‌ها پشت در چندى است مىگيرد * نمىدانم چه ترسى از هجوم رنگ‌ها دارم