تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
خود نمىدانم كىام من ، بىشكيب از انتظارم * ديده بر را هم كه باز آيد ز ره روزى حميدم جام زرّين صبورى گويا امشب شكسته * كآن‌چنين بريز درددم ، در پى صبح سپيدم
* * *

گذر باد

شعله‌ام ، سركش و سوزانم اگر * شمع گرياى شبستان اگر تومينه بر گذر باد مرا * مكن از سوز دل آزار مرا همه آرامشم از سوخت است * محفل اهل دل افروختن است بگذار اى همه اميد دلم * بهر تو آتش جاويد دلم اشكم از ديده به دامان ريزد * خون دل از اين مژگان ريزد خنده بر جمع زده جان بدهم * آنچه خواهى تو ز من آن بدهم سوزم و يكسره نابود شوم * هاله‌اى گرد تو از دور شوم