يكسو صداى چهچه بلبل بر آسمان * يكسو گلى غريب سرش بر زمين خم است
چون باد مىوزم همهشب در خوالى است * آغوش واگشاى كه دل با تو محرم است
عيساى ديگرى است كه دل زنده مىكند * عطرى كه در شكوفهى گلهاى مريم است
چون يأس مرد ، سيه پر از ياس مىشود * وقتى اميد هست ، دلت سبز و خرم است
انتظار ( 1 )
بر شاخسار حسن تو رنگ جهان پريد * تا پر گشود ديدهى تو آسمان پريد
وقتى غبار دامن تو بر زمين نشست * طوطى خال ، از رخ هندوستان پريد
بانگ جرس ميان زمين و فلك زدند * آنان كه خواب از سر هر كاروان پريد
روزى كه پا به خانهى غيبت گذاشتى * شاهين انتظار به بام زمان پريد
دست از كمان كشيد كماندار روزگار * اى كفر ! سر بدزد كه تير از كمان پريد
گر هدهد غبار دهش رهنما شود * تا آنطرفتر از همه جا مىتوان پريد
انتظار ( 2 )
اگر تيغ تو مىكوبيد پا بر زمزم چشمم * فلك در رقص مىآمد ميان شبنم چشمم
من و يك كوه ، درد و انتظار و غربت و ماتم * نمانده جز اميد تو شريكى در غمم چشمم
بهسوى چين زلفت كاروان در كاروان اشكم * گذشت از پيچوتاب جادهى ابريشم چشمم
اگر بر ديده ، طاوس غبارت پر بنفشاند * به انگشت سليمان هم نيفتد خاتم چشمم
تو را مىگريد اى مهتاب شبهاى دل تنگم * مناجات پر از سوز و گداز نمنم چشمم