تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
يك‌سو صداى چهچه بلبل بر آسمان * يكسو گلى غريب سرش بر زمين خم است چون باد مىوزم همه‌شب در خوالى است * آغوش واگشاى كه دل با تو محرم است عيساى ديگرى است كه دل زنده مىكند * عطرى كه در شكوفه‌ى گل‌هاى مريم است چون يأس مرد ، سيه پر از ياس مىشود * وقتى اميد هست ، دلت سبز و خرم است

انتظار ( 1 )

بر شاخسار حسن تو رنگ جهان پريد * تا پر گشود ديده‌ى تو آسمان پريد وقتى غبار دامن تو بر زمين نشست * طوطى خال ، از رخ هندوستان پريد بانگ جرس ميان زمين و فلك زدند * آنان كه خواب از سر هر كاروان پريد روزى كه پا به خانه‌ى غيبت گذاشتى * شاهين انتظار به بام زمان پريد دست از كمان كشيد كماندار روزگار * اى كفر ! سر بدزد كه تير از كمان پريد گر هدهد غبار دهش رهنما شود * تا آن‌طرف‌تر از همه جا مىتوان پريد

انتظار ( 2 )

اگر تيغ تو مىكوبيد پا بر زمزم چشمم * فلك در رقص مىآمد ميان شبنم چشمم من و يك كوه ، درد و انتظار و غربت و ماتم * نمانده جز اميد تو شريكى در غمم چشمم به‌سوى چين زلفت كاروان در كاروان اشكم * گذشت از پيچ‌وتاب جاده‌ى ابريشم چشمم اگر بر ديده ، طاوس غبارت پر بنفشاند * به انگشت سليمان هم نيفتد خاتم چشمم تو را مىگريد اى مهتاب شب‌هاى دل تنگم * مناجات پر از سوز و گداز نم‌نم چشمم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 359 | سيد محمد باقر برقعى