آيينهدار
نگاهى روشن و بىكينه دارى * به چشمانت دو صد آيينه دارى
تو اى آيينهدار خوب شهرم ! * بگو عشقِ كه را در سينه دارى
گرهگشاى بىنصيب
طبيب ديگران ، بيمار خويشم * هميشه در پى آزار خويشم
گره از كار مردم مىگشايم * چو ناخن بىنصيب از كار خويشم
بار غم
خداوندا دلم غمگينه امشب * افق مثل دلم خونينه امشب
به زير بار غم پشتم دوتا شد * عجب بار غمم سنگينه امشب
مشكل من
غم عشقِ تو تنها مشكل من * نگاه چشم مستت قاتل من
زدى آتش به سرتاپايم ، امّا * ندانستى چه كردى با دل من ؟