تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١

آيينه‌دار

نگاهى روشن و بىكينه دارى * به چشمانت دو صد آيينه دارى تو اى آيينه‌دار خوب شهرم ! * بگو عشقِ كه را در سينه دارى

گره‌گشاى بىنصيب

طبيب ديگران ، بيمار خويشم * هميشه در پى آزار خويشم گره از كار مردم مىگشايم * چو ناخن بىنصيب از كار خويشم

بار غم

خداوندا دلم غمگينه امشب * افق مثل دلم خونينه امشب به زير بار غم پشتم دوتا شد * عجب بار غمم سنگينه امشب

مشكل من

غم عشقِ تو تنها مشكل من * نگاه چشم مستت قاتل من زدى آتش به سرتاپايم ، امّا * ندانستى چه كردى با دل من ؟