تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
دختر رز به زنى خواهم و كابينش جان * تا ببينيم مر او را چه جهاز است امشب مست مست از مى عرفان چو شدى همّت خواه * وقت « قد قامت » و هنگام نماز است امشب غافل از چرخ نباشيد ، كس آگه نبود * كه چو در چنتهء اين شعبده باز است امشب ناصح آگه نه‌اى از راز و نياز من و او * يار در ناز و دل من به نياز است امشب پير ما كز همه اسرار جهان آگاه است * كاش مىگفت كه در پرده چه راز است امشب شب چو از نيمه گذشت و همه درها بستند * « ثابتا » رو به در دوست كه باز است امشب

يا پير مدد

يا پير ! مدد كن ره ميخانه بگيرم * از جام حقيقت دوسه پيمانه بگيرم يا پير ! مدد ، تا كه زخم خانهء وحدت * جامى ز كف ساقى فرزانه بگيرم يا پير ! مدد ، تا به ره سخت خرابات * مردانه روم ساغر مستانه بگيرم يا پير ! مدد كن كه در اين وادى حيرت * تا دامن آن گوهر يك‌دانه بگيرم يا پير ! مدد ، تا كه به الطاف الهى * افسار دل سركش و ديوانه بگيرم يا پير ! مدد كن بزنم كوس انا الحقّ * بر دارِ فنا خنده‌زنان خانه بگيرم يا پير ! مدد كن نشوم زاهد خودبين * بر كف ز ريا سبحهء صددانه بگيرم يا پير ! مدد كن به ره كعبه مقصود * ديوانه روم حلقه چو ديوانه بگيرم يا پير ! مدد كن بگشا راه نجف را * تا قفل ضريح تو صميمانه بگيرم يا پير ! مدد كن كه من خسته چو « ثابت » * اسرار نهادن از خُم و خُم‌خانه بگيرم