دختر رز به زنى خواهم و كابينش جان * تا ببينيم مر او را چه جهاز است امشب
مست مست از مى عرفان چو شدى همّت خواه * وقت « قد قامت » و هنگام نماز است امشب
غافل از چرخ نباشيد ، كس آگه نبود * كه چو در چنتهء اين شعبده باز است امشب
ناصح آگه نهاى از راز و نياز من و او * يار در ناز و دل من به نياز است امشب
پير ما كز همه اسرار جهان آگاه است * كاش مىگفت كه در پرده چه راز است امشب
شب چو از نيمه گذشت و همه درها بستند * « ثابتا » رو به در دوست كه باز است امشب
يا پير مدد
يا پير ! مدد كن ره ميخانه بگيرم * از جام حقيقت دوسه پيمانه بگيرم
يا پير ! مدد ، تا كه زخم خانهء وحدت * جامى ز كف ساقى فرزانه بگيرم
يا پير ! مدد ، تا به ره سخت خرابات * مردانه روم ساغر مستانه بگيرم
يا پير ! مدد كن كه در اين وادى حيرت * تا دامن آن گوهر يكدانه بگيرم
يا پير ! مدد ، تا كه به الطاف الهى * افسار دل سركش و ديوانه بگيرم
يا پير ! مدد كن بزنم كوس انا الحقّ * بر دارِ فنا خندهزنان خانه بگيرم
يا پير ! مدد كن نشوم زاهد خودبين * بر كف ز ريا سبحهء صددانه بگيرم
يا پير ! مدد كن به ره كعبه مقصود * ديوانه روم حلقه چو ديوانه بگيرم
يا پير ! مدد كن بگشا راه نجف را * تا قفل ضريح تو صميمانه بگيرم
يا پير ! مدد كن كه من خسته چو « ثابت » * اسرار نهادن از خُم و خُمخانه بگيرم