نازنينانت يكايك سر نيانه خاك سرد * ناز نازانت چه بى شيرينعُذارانت كوه
دشت و در چون شورهزاره سوزهزارانت چه بى * با خوان دردت و كولم لالهزارانت كوه
نالهء زاغو زغن دنيا سراسر گرديه * چهچه بلبل و با خان و سراوانت كوه
بانگ نوشانوش مستان ، نالهء گيانسوزنى * مجلس ذكر و سماع مىگسارانت كوه
عارفان شوشكن پيران خاص روزگار * دنگ يا رب يا رب شوزندهدارانت كوه
شاعران عاشق و نازك خيالت جينهكو * « ثابت » شكرشكن مرد سخندانت كوه
دوبيتىها چشم سخنگو
شنيدستم گرفتى يار ديگر * سرت گرم است با دلدار ديگر
مكن حاشا ز چشمان تو پيداست * كه عاشق گشتهاى يكبار ديگر
غمى همسنگ عالم
بزن نىزن ! دلم غم دارد امشب * غمى همسنگ عالم دارد امشب
بزن از سوز دل ناى غريبى * كه يك چيزى دلم كم دارد امشب
برق غيرت
قنارى جان ! من و تو راز داريم * گرفتاريم و سوز و ساز داريم
پر پرواز هست و اسيريم * هميشه حسرت ، پرواز داريم
مجنون
به صحراى جنون افتاده كارم * به كوى عافيت راهى ندارم
به پايم گر نهى صد كُند و زنجير * دوباره سر به صحرا مىگذارم