تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
نازنينانت يكايك سر نيانه خاك سرد * ناز نازانت چه بى شيرين‌عُذارانت كوه دشت و در چون شوره‌زاره سوزه‌زارانت چه بى * با خوان دردت و كولم لاله‌زارانت كوه نالهء زاغو زغن دنيا سراسر گرديه * چهچه بلبل و با خان و سراوانت كوه بانگ نوشانوش مستان ، نالهء گيانسوزنى * مجلس ذكر و سماع مىگسارانت كوه عارفان شوشكن پيران خاص روزگار * دنگ يا رب يا رب شوزنده‌دارانت كوه شاعران عاشق و نازك خيالت جينه‌كو * « ثابت » شكرشكن مرد سخن‌دانت كوه

دوبيتىها چشم سخنگو

شنيدستم گرفتى يار ديگر * سرت گرم است با دلدار ديگر مكن حاشا ز چشمان تو پيداست * كه عاشق گشته‌اى يك‌بار ديگر

غمى هم‌سنگ عالم

بزن نىزن ! دلم غم دارد امشب * غمى هم‌سنگ عالم دارد امشب بزن از سوز دل ناى غريبى * كه يك چيزى دلم كم دارد امشب

برق غيرت

قنارى جان ! من و تو راز داريم * گرفتاريم و سوز و ساز داريم پر پرواز هست و اسيريم * هميشه حسرت ، پرواز داريم

مجنون

به صحراى جنون افتاده كارم * به كوى عافيت راهى ندارم به پايم گر نهى صد كُند و زنجير * دوباره سر به صحرا مىگذارم