وجود آورد و در من چون تنها فرزند ذكور خانواده بودم ، همه جا همراه پدر به مجالس و محافل مذهبى و عرفانى و خانقاههاى كرمانشاه مىرفتم و خواندن اشعار نغز و زيبا را بهوسيلهء مدّاحان ، انگيزهء سرودن شعر را در من تقويت مىكرد . »
ثابت شاعرى گوشهگير و منزوى است و بااينكه از استعداد و قريحهء شاعرى بهره دارد ، اما هيچگاه داعيهء شاعرى نداشته و ندارد و خود را شاعر نمىداند . وى در انواع شعر كلاسيك و نو طبعآزمايى مىكند و در سرودن شعر به لهجهء شيرين كُردى كرمانشاهى توانايى دارد .
ثابت شاعرى گوشهگير و منزوى است و بااينكه از استعداد و قريحهء شاعرى بهره دارد ، امّا هيچگاه داعيهء شاعرى نداشته و ندارد و خود را شاعرى نمىداند . وى در انواع شعر كلاسيك و نو طبعآزمايى مىكند و در سرودن شعر به لهجهء شيرين كُردى كرمانشاهى توانايى دارد .
قسم
هنوز عزيزى ، به مولا قسم * به عرش و زمين و ثريّا قسم
هنوز پس از سالها سوز و ساز * تورا دوست دارم به مولا قسم
هنوز به ياد دو زلف توام * به شبهاى تاريك يلدا قسم
هنوزم اسيرم به زنجير تو * به آن موى همچون چليپا قسم
هنوزم رُخت در خيال من است * به ماه جهانتاب و زيبا قسم
هنوزم اسير نگاه توام * به آن نرگس مست و شهلا قسم
هنوزم نشستم به امّيد تو * به صبر جميل زليخا قسم
هنوزم به دشت جنون مبتلا * به مجنون افتاده از پا قسم
هنوزم چو يك سر و آزادهام * به مولا به آن قد و بالا قسم