تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨

ترانه جنون

از ديدهء ما هميشه خون مىريزد * هر لحظه ترانهء جنون مىريزد فرهادتر از هزار و يك فرهاديم * گر آه كشيم ، بيستون مىريزد

شكسته

بر خاك نشسته ، عشق را مىفهمد * از خويش گسسته ، عشق را مىفهمد اى بىخبر از عشق ! دم عشق نزن * آن‌كس كه شكسته ، عشق را مىفهمد

دوبيتىها اى دل !

درخت جاده بودى اى دل من ! * شكوفه داده بودى اى دل من ! به هركه سايه بخشيدى تبر شد * تو خيلى ساده بودى اى دل من !

جاى تو خالى

خزان مثل خزان پارسالىست * نگاهم در حصا خشكساليست به هرجا ردّ پاى سرخ و زرد است * مفاعيلن مفاعيلن منم من

اسير غربت

غروبى خسته و خونين تنم من * اسير غربت و جان كندنم من به هرجا دلم زخم دوبيتيست * مفاعيلن مفاعيلن منم من

دوستت دارم

من و كوه و دلى از جنس شيشه * غروب حسرت و فرياد تيشه به خون دل نوشتم روى سنگى * عزيزم ! دوستت دارم هميشه