ترانه جنون
از ديدهء ما هميشه خون مىريزد * هر لحظه ترانهء جنون مىريزد
فرهادتر از هزار و يك فرهاديم * گر آه كشيم ، بيستون مىريزد
شكسته
بر خاك نشسته ، عشق را مىفهمد * از خويش گسسته ، عشق را مىفهمد
اى بىخبر از عشق ! دم عشق نزن * آنكس كه شكسته ، عشق را مىفهمد
دوبيتىها اى دل !
درخت جاده بودى اى دل من ! * شكوفه داده بودى اى دل من !
به هركه سايه بخشيدى تبر شد * تو خيلى ساده بودى اى دل من !
جاى تو خالى
خزان مثل خزان پارسالىست * نگاهم در حصا خشكساليست
به هرجا ردّ پاى سرخ و زرد است * مفاعيلن مفاعيلن منم من
اسير غربت
غروبى خسته و خونين تنم من * اسير غربت و جان كندنم من
به هرجا دلم زخم دوبيتيست * مفاعيلن مفاعيلن منم من
دوستت دارم
من و كوه و دلى از جنس شيشه * غروب حسرت و فرياد تيشه
به خون دل نوشتم روى سنگى * عزيزم ! دوستت دارم هميشه