تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦

تصوير تو

غم را تب لحظه‌هاى خود مىبينم * صد حلقه جنون به‌پاىخود مىبينم اى عشق چنان شدم كه در آينه هم * تصوير تو را به جاى خود مىبينم

نامهء ناتمام

اى عشق دل پر از غمم هديه به تو * آيينه و اشك نم‌نمم هديه به تو مىخواستم از درد جدايى بنويسم * اين نامهء ناتمام هم هديه به تو

هماهنگ

غم با دل من دوباره يكرنگ شده * باساز شكسته‌ام هم‌آهنگ شده بگذار تمام حرف‌ها را بزنم * اى عشق ! دلم براى تو تنگ شده

اى دل من !

با خويش هميشه دشمنى اى دل من ! * چون سايه به دنبال منى اى دل من هرچند كه از سنگ تو را ساخته‌اند * يك روز تو هم مىشكنى اى دل من

زخم

فرهاد ز بغض تيشه خونين گفته‌ست * از عشق اين بلاى ديرين گفته‌ست زخمى كه به روى بيستون مىبينيد * شعريست كه در هواى شيرين گفته‌ست

عطر گل ياس

از عطر گل ياس بگو ، اى دل من ! * از آيهء احساس بگو ، اى دل من ! وقتى كه به آب مىرسى با لب خشك * « يا حضرت عباس » بگو اى دل من !