رعنا
يك شب
دوباره خرامان
بگذر از اين كنار
تا سرو از تو بياموزد
- رعنايى
و غنچه از تو بياموزد
- لبخند
و آب از تو بياموزد
طراوات را
يك شب
دوباره خرامان
بگذر از اين كنار
تا گُل كند جنون
تا اين قنارى مغموم
شبى دوباره بخواند .
يك شب
دوباره خرامان
ديگر
ديگر
بىتو كلامى براى گفتن نيست
ديريست واژهها
از انسجام و بردنِ بار سخن به دوش
سرباز مىزنند
بىتو