تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥

به : استاد محمود فرشچيان ذو الجناح

چه تنها مىرود غمگين به‌سوى خيمه‌ها ؟ برگرد * پريشان يال زخمى ، قاصد خون خدا ! . . . برگرد نمىدانم چه در سر دارى ؟ امّا خوب مىدانم * كه در مىمانى آنجا از جواب بچه‌ها . . . برگرد تو با اين چشم‌ها ، اين دختران شعله و شيون * به آتش مىكشى چشمان اهل خيمه را . . . برگرد چه خواهى داد پاسخ ؟ پرسش اهل حرم اين است : * « چرا برگشتى از هنگامه ؟ كو باباى ما ؟ » . . . برگرد
*
گلوى تشنه بر بالاى نى شوق اذان دارد * معطّر گشته دشت از اين اذان آشنا . . . برگرد و آن سوتر صدايى مبهم امّا آشنا جاريست * « گلى گم كرده زينب در ميان نيزه‌ها » . . . برگرد تو را تن‌پوشى از زخم است و در ميدان صد چاك * كه درهم مىنهد اين زخم‌هاى كهنه را . . . برگرد

به ياد معلم شهيد دكتر شريعتى ترانه‌اى در كوير

مرغ تشنه هر طرف كه پر كشيد ، چشمه‌اى نديد * چهار سو سراب بود و خشك سايه‌هاى داغِ بيد خشك آن‌چنان درخت‌ها ، كه گاه سال‌هاى سال * چكّه‌اى پرنده هم ز شاخه‌هايشان نمىچكيد
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 265 | سيد محمد باقر برقعى