تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣

براى فاطمه زهرا عليها السّلام

از شانه‌هاى خستهء آنجا . . . سخن بگو * بانو ! براى اين دل تنها . . . سخن بگو دلدارىام بده ، كه پر از شعله و تبم * خاموش كن تنور دلم را . . . سخن بگو اين چشم‌هاى تشنه به باران نمىرسد * از چشمت اى غزالهء دريا . . . سخن بگو غم‌هات را به روى دل خسته‌ام بريز * از چاه و نخل و از تب مولا . . . سخن بگو تا كى به جُست‌وجوى نشان تو گم شويم ؟ * در كوچه‌هاى شعر و شب آيا ؟ . . . سخن بگو امروز در تخيّل و رؤيا نشسته‌ايم * بانو ! تو از حقيقت فردا . . . سخن بگو

جاذبهء ديدن تو

سرو زيبا شده از شكل خراميدن تو * شعله پر مىكشد از حالت خنديدن تو پشت اين پنجره‌ها ، سايهء بىخوابى من * به دعا با تو نشسته . . . به پرستيدن تو پُرِ شعرم همه‌شب ، گرچه بساطم خاليست * همهء داروندار دل من ! ديدن تو آفتابم ! نكند نور تو كمتر بشود . . . * ابرها باز بيايند به دزديدن تو بايد اين آينه‌ها را بتكانم از شب * شعله روشن كنم ، از جلوهء خنديدن تو تو بيايى و به داد دل شعرم برسى * عشق زيبا شود از جاذبهء ديدن تو