تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
دستم به دامان غزل‌هاى لطيفت * تنها تو شعرى ، من سكوتى ناتوانم بايد كه از خود بگذرم با دست‌هايت * گفتند : دشوار است ! امّا مىتوانم اى مهربان ! از شانه‌هايم پرده بردار * دردت به روى شانه‌ام ، دردت به جانم

صداى سبز

درست مثل تو اى آشناى سرشارم ! * درست مثل تو از غم ، ترانه‌ها دارم چقدر تشنه بمانم ، هميشه بارانى ! * شبى طلوع كن از اين كوير ، بردارم صداى سبز ! بيا از خودت روايت كن * ميان اين همه عاشق ، غريب نگذارم خراب چشم تو مىمانم و نمىدانى . . . * چه دلپذير شده ، دلپذير . . . ! آوارم ! هنوز سايهء تو بر سر دلم باقيست * نمىشود به خدا ، از تو دست بردارم

لحظه‌هاى عارفانه

دچار لحظه‌هاى بىترانه‌ام * نسيم تو نمىوزد به لانه‌ام ببار ابرىام ! دوباره درد را * تو بر كوير بىگياه شانه‌ام هنوز بوى آفتاب مىدهد * ترانه‌هاى غربت شبانه‌ام به يادگار دارم از تو عشق را * اگرچه گم نموده‌اى نشانه‌ام شبى درخت سبز ! آشيان بده * به بال‌هاى زرد بىجوانه‌ام تمام شد بدون روشن دلت * تمام لحظه‌هاى عارفانه‌ام مرا ببخش اين همه ركود را * دچار لحظه‌هاى بىترانه‌ام

خزان چشم‌ها

پاييز چشمان مرا ، يك شب بهارى كن * يك شب مرا با رودهاى گريه جارى كن دريا تويى ! وقتى نگاهم غرق مىگردد * در موج‌هاى بىكرانت ، عشق ! كارى كن اين لحظه‌هاى لاجوردى را اميد من ! * با دست فانىپرورت ! رنگ انارى كن
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 261 | سيد محمد باقر برقعى