تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
تواضع گر همه ، چون بيد مجنون * تظاهر كن همه ، در حال گفتار كه آرى ، ما چنينيم و چنانيم * كه البتّه ، سخن باشد نه كردار همه افتاده ناگه در تكاپو * رئيسى چون شود از نو پديدار سخن‌ها بيخ گوش او بخوانند * سخن‌چينان و جاسوسان عيّار چو مىآيد رئيس تازه از در * رئيس كهنه مىگردد دل‌آزار يكى گويد كه گفتم در غيابت * بر اين منصب تويى الحقّ سزاوار يكى گويد تو را ما چشم و گوشيم * تو را ما حاجبيم و سرّ نگهدار چو او را عطسه گيرد موقع كار * دهندش دستمالى جمله حضّار همه از اوّلى ، صد شكوه دارند * كه او ما را چنين كرده گرفتار هزاران وصلهء ناجور بستند * بر آن پاكيزه‌خو ، در پيش اغيار چه‌ها گفتند آنان از رئيسى * كه تا ديروز بوده مصدر كار و ليكن پيش روى وى بگفتند * كه اى مرد شريف نيك‌كردار اگرچه از صدارت بىنصيبى * ولى بر بيش از آن ، باشى سزاوار حضورش مدح گفتند و ثنايش * همين ياران ابن الوقت غدّار خداوندا ! كيانند اين خلايق ؟ * كه گاهى كافرند و گاه ديندار چرا با نام انسان اين جماعت * بتر از رو به اندو گرگ و كفتار « تفقّد » را نظاره كردم از دور * چنان مبهوت چون نقشى به ديوار به دو گفتم چه مىبينى ؟ به گفتا * گروهى كاسه ليس و روبه‌اطوار تو هم اى تازه‌وارد گر رئيسى * حذر كن زين سخن‌چينان بدكار