تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
حال شاعرى مشروطه‌خواه و آزادىطلب بود و كتاب « كنكاشنامه » اثر منظوم او در زمينهء مشروطيت گواه صادقى از روح آزادىخواهى اوست . آثار ديگر او عبارتست از : ارمغان تجلّى ، نياز تجلى ( ترجمه دعاى ابو حمزه ثمالى شعر و نثر ) ، ذم الاستبداد ، انقلاب خراسان ، تجدّدنامه ، طالب‌نامه

چكامه در مراتب سلوك در مدح حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام

چند زى پستى گرائى ، خاك را سازى مكان * از بسيط خاك بگذر بر بساط لامكان پيكر علويت بايد گرچه ناخاكى عجين * پيكر سفلى بهل ، بالا پر از اين خاكدان از خس و خاشاك كردن سايبان پستى بود * از برافراشته ، مىشايد سرت را سامان آشيان در فرش كردن منتهاى پستى است * آشيان در عرش كن اى آدم عرش آشيان چون به حيوانى رسيدى از حمادى و زنبات * روح علوى كن طلب تا گردى از روحانيان زود رو ، وندر پناه روح انسانى گريز * تا همى فرمانروا گردى به يكسر انس و جان تا برند افلاكيانت سجده‌اى حاكى سرشت * نفس قدسى جوى و تن را از هواها وارهان آنگهى از عالم حيوان به انسانى رسى * تا كه محض نيستى گردى و گردى بىنشان تا كه از ما و منى دم گرم دارى سردزى * كز من و مائى رسيد ابليس ز اذل و هوان آسمان بر آستانت تا برد رشك از علو * رتبتى جو تا شود بر آستانت ز آسمان برخورند از همّت عاليت تا كيهانيان * هان سمند همّت از دوجهان بدان سوتر جهان طالب مجهول تا كى تابع معقول گرد * چشم حس بينا كن و شناس سودت از زيان راه عرفان پو ، مپو جز در طريق معرفت * تا بنور معرفت روشن كنى جان و روان اجعلك * * * تا اندر خور و شامل شود * شو ببين اندر حديث عبدى اطعنى را بخوان خوب‌تر تا روشنت گردد رموز معرفت * نيز برخوان ما خلقت الحق و الانس از قرآن بر مقام معرفت ثانى رسيد از راه حال * نز مقال و قال ، نه از راه تقليد و گمان قيل و تقليد ار نمودت ره بسوى معرفت * يعبدون را يعرفون كى مىبخواندى در قرآن
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 234 | سيد محمد باقر برقعى