تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
چون به ادبيّات دلبستگى خاصّى داشت ، به تشويق همسرش رشتهء ادبيّات تطبيقى را دنبال كرد و فارغ التّحصيل گرديد و آخرين سمت ادارى وى نيز مدير كلّ استان مركزى بود كه در اين پست چندان نپاييد و خود را كنار كشيد . هم‌زمان تحصيل در دانشگاه يك بورس تحقيقى دكترى در رشتهء علوم ادارى به او تفويض شد و به فرانسه رفت . دكتر پيمان چون به تدريس و تحقيق بيشتر علاقه داشت ، از خدمت ادارى كناره گرفت و به تدريس در دانشگاه‌ها اشتغال ورزيد و هم‌اكنون نيز در چند دانشگاه به تدريس مشغول مىباشد . دكتر پيمان قريحهء شعر و شاعرى را از عمو و نياى خود به ارث برده ، بنابراين از هفده‌سالگى به سرودن شعر پرداخت و چون خود در زمينهء ادبيّات فارسى اهل تحقيق و مطالعه بود ، شعرش شكوفايى يافت و در اين رهگذر موفّقيت چشمگيرى نصيبش گرديد . دكتر پيمان آثار و تاليفات تحقيقى ادبى متعدّدى نيز دارد كه قسمتى از آن‌ها طبع و نشر گرديد ، از آن جمله است : تصحيح ديوان ملّا محسن فيض كاشانى ؛ مجموعه آثار غالب دهلوى ؛ پانصد غزل عطّار با شرح واژه‌ها و ذكر اصطلاحات عرفانى و كنايات و استعارات ( اين كتاب به مناسبت كنگرهء بزرگداشت عطّار در سال 1373 چاپ و منتشر شد ) ؛ و در حال حاضر به تلخيص شاهنامه و شرح لغات با ذكر ريشهء واژه‌ها و آوانگارى اشتغال دارد .

يك زخم و يك كليد

در مشت من كليدىست ، فرسوده و شكسته * در پيش رو درى شوم ، چون چشم مرده بسته يك‌عمر آزمودم ، اين در گشودنى نيست * بيهوده سعى كردند اين دست‌هاى خسته تدبير با كليد است هر قفل بسته‌اى را * ره بر گذر نبندد گر بخت ناخجسته انديشهء تفاهم در اين كليد و در نيست * الفت چگونه گيرد با خسته‌اى شكسته يك زخم و يك كليد است مجموع هستى من * اين در كفم هميشه ، آن بر دلم نشسته