پرش به محتوای اصلی

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 173

پدیدآورندگان:

ص۱۷۳
گل خوابگاه شبنم است * با شاپرك‌ها همدم است بااين‌همه گل ، بازهم * جمعيّت گل‌ها كم است

باران

« صبح باران ظهر باران عصر باران » كوچه‌ها ، پس‌كوچه‌ها خيس بام و چشم خانه‌ها خيس بال گنجشك و پر پروانه‌ها خيس ميله‌هاى خستهء چترم شكسته بر سرم آغوش خود را چتر بسته دست‌ها ، پاها سرم خيس چون درختم من تمام پيكرم خيس مانده‌ام در راه ، در راه كاش مىشد راه كوتاه كاش مىشد آسمان آرام و آبى آفتابى .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحه 173 | سيد محمد باقر برقعى