گل خوابگاه شبنم است * با شاپركها همدم است
بااينهمه گل ، بازهم * جمعيّت گلها كم است
باران
« صبح باران
ظهر باران
عصر باران »
كوچهها ، پسكوچهها خيس
بام و چشم خانهها خيس
بال گنجشك و پر پروانهها خيس
ميلههاى خستهء چترم شكسته
بر سرم آغوش خود را
چتر بسته
دستها ،
پاها
سرم خيس
چون درختم من
تمام پيكرم خيس
ماندهام در راه ، در راه
كاش مىشد
راه كوتاه
كاش مىشد
آسمان آرام و آبى
آفتابى .