تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
زير كوبهء بوران ، ذهن بيد مىلرزيد * چرخه مىزند در خويش ، بر مدارِ بحرانى مرغ شوخ فروردين ، تشنهء شراب نور * پرّه پرّه مىپرد ، در هواى پرّانى از شرابِ تاك عشق ، باغِ شوق مستامست * همچو عارفى شيدا ، در كوير زروانى روح باد مىخواند ، زير گوش آلاله * شعر زندگى افروز ، نغمه‌هاى ايرانى از بهار مىگويد ، شور رستخيز عشق * روح حامى جمشيد ، سايهء سروشانى دختر بهار اينك ، تاج ياسمن بر سر * جامه از حرير سبز ، بانوى گل‌افشانى قطره قطرهء باران ، عطر شبدر وحشى * بادهء خيال دوست ، خلسهء پريشانى ذرّه ذرّه مىنالد ، روح در هواى گل * شاخِ عمر افسرده‌ست ، واىِ فيض روحانى

اى باد بهار !

اى باد بهار ! بوى باران دارى * تو بوى خوش بنفشه‌زاران دارى من چنگ مشوّشى و تو چنگىِ مست * آهنگ ترنّم بهاران دارى

من و عشق

ديشب من و عشق ، مست خفتيم به هم * بس قصّهء ناگفته كه ، گفتيم به هم چون صبح برآمد و سپيده بدميد * چون مهر گياه ، برشكفتيم به هم