تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
روح جوانه در سماع باد و باران * لبريز شد از جامِ جان‌پالاىِ اميد من در پرنگ نام تو در خلسهء سبز * بىخويشتن چون ذرّه‌اى مجذوبِ خورشيد

سكوت انتظار

دلى دارم چو آب چشمه‌ساران * به سبز سبزِ آغوشِ بهاران خداى ابرم و بانوى بادم * هواىِ گريه‌ام در روزِ باران خيالى آبگون ، نقشى مشوّش * پرىزادى به قصرِ وهم زاران به جستارى روانه كوى در كوى * به‌سوى قلعه‌هاىِ سنگ باران گهى غرقاى آبم ، گاه آذر * بدين‌سان است رسمِ بىقراران چو نور ماه تابانم به هر سوى * پلنگى در ستيغِ كوهساران چو چنگ خامش و شوق نوازش * سكوت سهمگينِ انتظاران سكوتم همچو فريادى غم آهنگ * به زندان سياه شب‌گذاران گُل ابريشمم در چنگهء باد * به ترسا ترس خشمِ نابكاران تبار از عشق و جان از عشق و با عشق * بباليدم به راهِ جان‌سپاران نه آرامى ، نه صبرى ، نه قرارى * چو موجابم به رودِ روزگاران گهى در كوچه‌هاى عشق حيران * گهى در هفت‌بندِ مهر ياران چو ناهيدم به نور مهر چرخان * خيالِ آتشينِ شاد خواران چراغى شعله‌ور از آتش شوق * به تاب‌وتب چو خورشيدِ بهاران تراويد اين غزل از نغمهء شور * به آواى خوشِ امّيدواران

باغ شوق

بوى ابر مىآيد ، گريه‌هاى بارانى * گشته كوچه‌هاى پير ، پرسه‌هاى ويرانى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 161 | سيد محمد باقر برقعى