روح جوانه در سماع باد و باران * لبريز شد از جامِ جانپالاىِ اميد
من در پرنگ نام تو در خلسهء سبز * بىخويشتن چون ذرّهاى مجذوبِ خورشيد
سكوت انتظار
دلى دارم چو آب چشمهساران * به سبز سبزِ آغوشِ بهاران
خداى ابرم و بانوى بادم * هواىِ گريهام در روزِ باران
خيالى آبگون ، نقشى مشوّش * پرىزادى به قصرِ وهم زاران
به جستارى روانه كوى در كوى * بهسوى قلعههاىِ سنگ باران
گهى غرقاى آبم ، گاه آذر * بدينسان است رسمِ بىقراران
چو نور ماه تابانم به هر سوى * پلنگى در ستيغِ كوهساران
چو چنگ خامش و شوق نوازش * سكوت سهمگينِ انتظاران
سكوتم همچو فريادى غم آهنگ * به زندان سياه شبگذاران
گُل ابريشمم در چنگهء باد * به ترسا ترس خشمِ نابكاران
تبار از عشق و جان از عشق و با عشق * بباليدم به راهِ جانسپاران
نه آرامى ، نه صبرى ، نه قرارى * چو موجابم به رودِ روزگاران
گهى در كوچههاى عشق حيران * گهى در هفتبندِ مهر ياران
چو ناهيدم به نور مهر چرخان * خيالِ آتشينِ شاد خواران
چراغى شعلهور از آتش شوق * به تابوتب چو خورشيدِ بهاران
تراويد اين غزل از نغمهء شور * به آواى خوشِ امّيدواران
باغ شوق
بوى ابر مىآيد ، گريههاى بارانى * گشته كوچههاى پير ، پرسههاى ويرانى