تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
پيراسته تشكّل و تشخّص مىيابد و مىكوشد از مضامين معهود و تكرارى دور بماند . انديشه‌هاى اجتماعى و سياسى در سخن او رنگ شعار نمىگيرد ، در لفافه احساسى تغزّلى حرفش را مىزند . مىتوان گفت شاعر امروز است و تحوّل شعر را درك كرده است . » پساوند در سال 1371 كتابى تحت عنوان « از هركسى حكايتى » گزيدهء آثار تنى چند از شاعران استان فارس را طبع و نشر كرد كه به علّت انتخاب شاعر و حسن سليقه در انتخاب اشعار ، مورد توجّه و استقبال قرار گرفت . از آثار ديگر اوست : « اى عشق » در دو بخش كه شامل رباعيّات مىباشد كه دفتر اوّل آن توسّط انتشارات نويد چاپ شده است و همچنين مجموعه‌اى از غزليّات و اشعار نيمايى تحت عنوان « گلوى زخمى شعر » آمادهء چاپ مىباشد .

براى دخترم آزاده همين‌كه آمده بودى . . .

همين‌كه آمده بودى ، قرار آمد و رفت * سحر به ديدن شب‌زنده‌دار آمد و رفت نگاه تشنهء خورشيد از تراش تنى * گشود بند قبا را ، بهار آمد و رفت زهر دريچه كه مىگشت با نگاهش باز * سمند عشق ، ولى بىسوار ، آمد و رفت به مرده جان دگر داده‌اى ، مسيحا دم * نفس به ياد توام يادگار آمد و رفت نگاه جنگلىاش بود و خارهاى تمشك * مسافرى كه سحر در غبار آمد و رفت نفس هرآنچه به يادت كشيده‌ام عشق است * كه هرچه بود جز اين بىگدار آمد و رفت همين بس است مرا آبرو ، فضيلت عشق * سپيده بر سر ما پاىدار آمد و رفت كجاست آنكه ز فرزانگى تقرّب يافت ؟ * هزار بار چنين روزگار آمد و رفت جز اين تبار پدر نيست دخترم ! بنويس : * كه سينه سوخته‌اى بىتبار آمد و رفت