تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
هركس گليم خود كشد از آب بيرون * اين رسم را ملغى كنيم امروز با هم با عبرت از آنچه به ما بگذشت ديروز * انديشهء فردا كنيم امروز با هم گمگشته‌اى حيران و سرگردان و ماتيم * بل ، خويش را پيدا كنيم امروز با هم

تاراجِ عاطفه

يك انفجار آه ، يك عدّه بىگناه * يك واژهء ترور يك نامهء سياه يك اشتباه عمد ، تكرار اشتباه * طغيان خشم و كين طوفان اشك و آه يك‌مشت بىدفاع صف تا به صف سپاه * تمثيل فيل و مور ، تشبيه كوه و كاه معيار زور و زر مولودِ كبر و جاه * تاراج عاطفه ، تخريبِ سرپناه در طول مرزها ، در سنگلاخ راه * با كوله‌بار خشم ، با بغض گاه‌گاه يك كوچِ ناگزير ، يك شام بىپگاه * يك تكه نان خشك ، محصور صد نگاه قربانيان جنگ ، يك‌مشت بىپناه * انسان تباه‌كار انسانيت تباه كم‌رنگ گشته مهر ، كم نور گشته ماه * ترسم بشر فتد از چاله‌اى به چاه اى صلح را شما پويندگان راه * بر گام فخرتان تاريختان گواه پهناى سينه‌تان بر عشق پايگاه * توفيقتان نصيب يزدانتان‌پناه

وصلت آزادى

برخيزم اگر كه حيله‌ها بگذارد * پر گيرم اگر كه ميله‌ها بگذارد مقدور شود وصلت آزادى و من * گر دشمنى قبيله‌ها بگذارد

پير كمانچه زن

پشت ، خم ، از كوله‌بارِ پر ز هيچ * مىخزد در سايهء ديوارها بازهم با قيل و قال و هاىوهوى * مىدهندش كودكان آزارها
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 142 | سيد محمد باقر برقعى