تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
رها گرديد چون تير از كمانه * فرود آمد قضا را بر نشانه دو تير ديگر اندر آن ميانه * سر از گردن برآورد و مثانه تنش سوراخ از تير فشنگ است * كلوخ‌انداز را پاداش سنگ است بهاى نفت و بنزين را گران كرد * بسى بيداد بر خُرد و كلان كرد ازاين‌رو خصم خود پير و جوان كرد * خدنگ انتقام او را نشان كرد كنونش پاره پيكر زان خدنگ است * كلوخ‌انداز را پاداش سنگ است زند زان پيش كاين آتش زباله * « يگانه » شد سوى مجلس روانه كمى زد با وكيلان نيز چانه * در اين هنگام در گوش « يگانه » يكى گفتا برونِ خانه جنگ است * كلوخ‌انداز را پاداش سنگ است وكيلان اين خبر را چون شنيدند * هراسان چون فنر از جا پريدند ز هول و بيم جان بر خويش . . . * فراريدند و از هر سو دويدند چو مرگ آيد كجا جاى درنگ است * كلوخ‌انداز را پاداش سنگ است دگرگون گشت كار و بار مجلس * تهى بُد جاى مرحوم « مدرّس » كه بيند وضع آقاى مهندس « رياضى » شد ز حال و رفت از حس * سخن چون ديد از تير و تفنگ است كلوخ‌انداز را پاداش سنگ است

دل رسوا

تا سر به پاى آن گل رعنا گذاشتيم * پا از نشاط بر سر دنيا گذاشتيم پروانه گر كه سوخت ز شوق وصال دوست * اين رسم را ز روز ازل ما گذاشتيم