شدند و پروانه به نمايندگى دانشجويان به ملاقات دكتر على امينى نخست وزير رفت و نسبت به رفتار پليس اعتراض كرد .
پروانه فروهر پس از پيروزى انقلاب مسؤليت انتشار روزنامه جبهه ملّى را عهدهدار شد و همواره در مبارزات حقطلبانه ملت ايران شركت جست و به روشنگرى پرداخت و با شجاعت و صراحت از آرمانهاى مردم پشتيبانى كرد و اين مبارزه همچنان ادامه يافت . سرانجام در اول آذرماه سال 1377 همراه همسرش در خانهاش به طرز فجيعى به شهادت رسيد .
پرستو فروهر درباره مادرش مىگويد : « اوّلين تصويرهائى كه از تماشاى شعر گفتن مادرم دارم به سالهاى كودكىام برمىگردد . سالهائى كه با پدر و مادرم در تهرانپارس در خانهء مادربزرگم ساكن بوديم . در خانهاى كه مادرم با شوق جوانه زدن بيد مجنون باغچه را نشانم مىداد ، در خانهاى كه طى زندانهاى پياپى پدرم ، دلگرفته از جاى خالى او اشك در چشمانش مىنشست و زير لب زمزمه مىكرد ، شعرى مىگفت در تصوير كودكانهام از شعر گفتن ، نگاه سودائى مادرم كه مرطوب مىشد ، دلتنگى و شوقش كه به هم مىتنيد و جريان نرم كلماتى كه از پى هم مىآمدند با يكديگر توأم شدهاند .
تماشاى او چه لذتبخش بود و اين لذت شيرين كودكانه همواره در نگاهم به او زنده ماند . در تماشاى او زندگى ساده و پرمعنا و دوست داشتنى مىشد . در سينهاش چشمهاى از اميد داشت و از ايمان به آينده و هرآنكس كه از كنارش مىگذشت از اين چشمهء بزرگوار مىنوشيد . انسان را حرمت مىداشت ، در تصوير قهرمانان و در تلاش هرروزهء مردم ساده ، سرزمينش را دوست مىداشت ، كوهها و دشتهايش را و تاريخ مغرور و دردمندش را . »
سيمين بهبهانى شاعر نامور و آزاديخواه دربارهء پروانه چنين مىگويد : « با شعر پروانه فروهر پس از فاجعهء قتلش آشنا شدم ، پيش از آن مىدانستم كه شعر مىگويد ، امّا هيچگاه از زبان خودش نشنيده بودم بسكه فروتن بود ، او زنى با احساس ، صادق با
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 108
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص١٠٨