تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
فرهنگ و ميهن‌پرست بود و آن‌چنان‌كه مىشناختمش ، يكى از نوادر ايّام . اين دو روزى كه با شعرهايش سرگرم بودم در واقع زندگى او را به صورت مكتوب مرور مىكردم كه سرشار از صداقت و شهامت بود ، تمام مدّتى كه مىخواندم بغض در گلو داشتم و اشك در چشم سخن دلش بود و بر دلم مىنشست . وطن دوستى و دلبستگى به زادگاه نيز يكى از دورنمايه‌هاى قوى شعر اوست وقتى از ايران مىسرايد انگار كه نى هفت‌بند وجودش چنگ ناهيد را به هم‌سرائى مىخواند ، سه دورنمايهء اصلى شعر امر عشق است و وطن‌پرستى و مبارزه در راه حق و آزادى . » اينك نمونه‌هائى از شعر او :

آتش

اى خدا آتشى گشته پنهان * زير خاكستر سرد دوران نعره در گلو گشته زنجير * نعره‌ها را به صبر است و تدبير سيل بنيان كنى خفته در ابر * آتشى زير خاكستر صبر تندبادى ، فنائى ، خروشى * تندرى ، پيكى ، آوخ سروشى ماتم خنده‌ها بر لبانم * آتشى مىفشاند زبانم اى خدا آتشى خفته پنهان * تندبادى بيفروزدش جان سركشد روزى ايران بسوزد * چشم دشمن به حيرت بدوزد اين سكوت غم‌افزا خدا را * سوخت آوخ دل‌وجان ما را كاوه كو با درفش كيانى * فتح و پيروزى جاودانى سوى او اين دليران شتابند * رخ ز فرمان او برنتابند كاوهء من بيفروز آتش * گرم و سوزنده و مست و سركش در دل تار شب پيك روزى * جان دشمن به خشمت بسوزى كاوهء من درفشى برافراز * همچو تندر بسوزان برانداز در كنار تو ياران ديرين * گر بميرند مرگى است شيرين