تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦
دريادلى بر ساحلى اسرار مىجست * دريا پياپى موج را تفسير مىكرد تابوت خورشيد از فراز قلّه مىرفت * در سوك او رنگ افق تغيير مىكرد در چشمه مىخيسيد عكس تشنه آن قدر * تا در زلال آب هم تأثير مىكرد وقتى كبوتر خون خود مىريخت بر خاك * هفت آسمان پرواز را تكبير مىكرد

كلام پلنگ

وقتى كه مىزنيد ز دل جار جنگ را * من مىروم كه نعل كنم اسب لنگ را يادم نمىرود پدرم را ، دو سال پيش * شرطى نمود و داد به دستم تفنگ را من مانده‌ام ، چگونه بپويم شبانه روز * اين كوره‌راه صعب پر از تخته سنگ را پاييز مىسرود برايم به لحن باد * مرثيه‌هاى زرد درختى قشنگ را اى اهل نور از چمن سبز كوچ شب * كى مىكنيد خيمهء اين خلق تنگ را چندى است مرغ عزم برايم نخوانده است * با لهجه‌هاى كوه كلام پلنگ را