تو را گر گنج غم دادم عجب نيست * سخاوتها چو حاتم دارم اى دل
دلم خون از غم دلخونىام شد * كه من اين هر دو باهم دارم اى دل
بگو بلبل به سير گل بيايد * كه گلزارى فراهم دارم اى دل
ز پاى افتاده ، نايم در بدن نيست * به پشتم كوهى از غم دارم اى دل
بيا و سر به بالين من آور * كه ميل روى همدم دارم اى دل
دم عيسى به طبعم كارگر نيست * شكايت پيش مريم دارم اى دل
مرا با كى ز زخم دل نباشد * كه با روى تو مرهم دارم اى دل
ديدم كه كر بود
گل را چه زيبا در جمال يار ديدم * آسوده دور از چشمهاى خار ديدم
رفتم كه از زندان غم آزاد گردم * از پيش رو تا آسمان ديوار ديدم
صد بار در بيدارىام تعبير گشتى * هرچند در خوابم تو را يكبار ديدم
من مردن احساسها را ، آى مردم * باور كنيد اين روزها بسيار ديدم
آن شب سياهى بر زمين شلّاق مىزد * مهتاب را در بسترش بيمار ديدم
با هركه گفتم درد دل ديدم كه كر بود * زين رو خموشى بهتر از گفتار ديدم
ازبس مرا راندى ز خود پيوسته اى عشق * خود را خجل همواره در انظار ديدم