تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١
بادهء وصلت همه در جام ما * پخته شود از تو همه خام ما مهر رخت محنتِ ايّام ما * آه و فغان بر لب « بهرام » ما آه مِن العشق و حالاته * احرق قلبى به حراراته

دست‌ها . . .

سُفره خاليست ز نان دست نان‌آور مرد ، ديرگاهيست كه در زنجير است و در اين غربت و سرگردانى باز مىگردد مرد ، در غروبى غمگين سوى آن خانهء نمناك و سياه دست‌هايش خالى مىزند حلقه به در مىدود طفلى چند پى استقبالش مىگشايد در را ، دست همدستانى شوق ديدار پدر در دست است دست‌هايش خالى مىكشد آهى سرد باز مىگردد مرد .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 721 | سيد محمد باقر برقعى