تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨

پژواك ( سرود عاشقى )

مرا از خاك تا افلاك ياد آر * به افلاك ار رسى ، از خاك ياد آر خدا را با « فريدون » كس بگويد * كه روز رفتهء « ضحّاك » ياد آر گهِ قوّت ، ضعيفان را نظر كن * گهِ شادى ، دل غمناك ياد آر عقاب تيزچنگ آسمان باش * از آن مرغى كه شد صد چاك ياد آر سپيدى نقش كوه تيره‌گون شد * كه از پاكان عالم پاك ياد آر سر « حلّاج » اگر بر دار ديدى * دلى از عشق حقّ بىباك ياد آر صراحى نعره در خونابه مىزد * الا اى باغبان ! از تاك ياد آر سرود عاشقى « بهرام » سر كن * ز فريادى كه شد پژواك ، ياد آر

مرگ پلنگ

شنيد ستم حديثى از لب يار * كه چون آيد به كوهستان شب تار برآيد مَه به بام روزگاران * بتابد بر ستيغ كوهساران شود رخشنده چون رخسارهء ماه * به كوهستان پلنگى مىبرد راه همه محو تماشا در خرام است * جمال مه به كُهساران تمام است
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 718 | سيد محمد باقر برقعى