تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
دكتر بهارى از آغاز جوانى چون داراى قريحه و استعداد شاعرى بود ، در انجمن‌هاى ادبى شركت جست و با اديبان و شاعران مصاحبت كرد و از اين رهگذر بر مهارت و توانايى خود افزود . دكتر بهرام فره‌وشى درباره وى چنين مىگويد : « دكتر بهارى شاعرى پرمايه است و گاهى كه از رنج روزگار دلتنگ مىشود شعر مىسرايد و نيك مىسرايد و در سرودن شعر معانى تازه و بديع را در قالب شعر كهن مىريزد و سرودى خوش مىآفريند » . دكتر بهارى بيشتر اوقاتش صرف تدريس و درمان و تحقيق و مطالعه و تأليف مىگذرد و حاصل تحقيقات او كتابهاى ارزشمندى به شرح زير است : راز دير زيستن ؛ پرورش فكرى و جاودانگى ؛ فوريّت‌هاى پزشكى ؛ جرّاحى جذام ؛ تومورهاى خوش‌خيم گردن ؛ شخصيّت ؛ هيپنوتيزم ؛ بعد چهارم ؛ حركت جوهرى ؛ انسان‌شناسى نظرى ؛ انسان‌شناسى عملى و . . . نمونه‌هاى زير از شعر اوست :

ساقىنامه

خدايا به مستان دل‌سوخته * به هر جرعه‌اى آتش افروخته به دل‌هاى پرشور عشّاق زار * كه رخشيده از نورت آيينه‌وار به مستان افتان‌وخيزان عشق * به عشّاق نالان و گريان عشق به فرهاد و مجنون و ديوانه‌ها * به مجنون‌نژادان افسانه‌ها به جان شهيدان قربان عشق * كه جان داده در راه جانان عشق مرا خوش‌تر از بوى ميخانه نيست * روان‌پرور از نام جانانه نيست از آن مى كه هركس از او ياد كرد * به خرّم‌دلى جانش آباد كرد
هامش
هم به عرفان و به حكمت عارف * ادب و فلسفه را هم واقف شهريارى تو بر اقليم سخن * كه از آن تازه كنى طرز كهن به بهارى شده‌اى چون موسوم * همه حسنى به تو باشد مختوم كس محقّق نشنيده است طبيب * يا طبيبى بود استاد و اديب
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 699 | سيد محمد باقر برقعى