تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
هواى گرم و معذّب ، فضاى گردآلود * نه باغ سبز و مغرّى ، نه مأمنى ، نه پناه * * * ميانِ كورهء داغ و ، فضاى تيرهء شهر * خلايق از پىِ روزىّ و رزق مىجوشند درون خانه و كاشانه ، قصر و كاخ خيال * به زعمِ خويش مىِ خوش‌گوار مىنوشند * * * فضاى شهر ز بالاست غرق دود و غبار * هواى شهر نفس‌گير و گرم و سنگين است همه كلافه و دل‌مرده و پريشان حال * اگرچه سفرهء بعضى ز قوت رنگين است * * * سواد شهر و خيابان و برق و تأسيسات * به نزدِ اهل نظر ظاهرى فريبنده است به وجه تسميهء پايتخت « غوغا شهر » * براى مركز و تهران به شهر زيبنده است * * * دريغ ! كوه دماوند با جلال و شكوه * ز دود و جرم‌آلودِ شهر پيدا نيست دگر دلى به تمنّاى باغ و سرو بهار * و يا به عشقِ گلِ لاله‌زار شيدا نيست * * * نه باغ دنج « ونك » نى سكوتِ « زرگنده » * نه سبزه‌زارِ « اوين » نى طراوت « قلهك » نه آن لطافتِ پاكِ هواى « پس قلعه » * نه آن مناظرِ زيباى جادّهء « شمشك » * * * بدين روال اگر بگذرد ، رسد روزى * كه پايتخت شود مجلسى ملال‌انگيز هواى راكد و ماشين و دود و جمعيّت * بود بتر ز خطرهاى حملهء چنگيز