فروبست و در مقبرهء خانوادگى شيخ الاسلام در جوار بقعهء محمّد بن جعفر به خاك سپرده شد .
شيخ الاسلام از ذوق و قريحهء شاعرى برخوردار بود و ديوان اشعارش مشتمل بر دو هزار بيت توسّط برادرزادهاش شيخ مصطفى عاملى ، تحت عنوان « ديوان بهاء الدّينى » در سال 1363 طبع و نشر گرديد . آثار ديگر او بدين شرح است : منظومهء درة الفرديّة در علم اصول و عقليّات ( عربى ) ؛ منظومهاى در مباحث الفاظ اصول ؛ حاشيهاى بر كفاية الاصول ( سه جلد ) ؛ فقه استدلالى ( عربى ) ؛ كتاب الصّلاة ؛ و چند رسالهء ديگر .
بهاء الدّين ، عالمى ربّانى و شاعر و عارفى وارسته بود و اشعارش از چاشنى عرفان بهره دارد و از انواع شعر بيشتر در قالب مثنوى و رباعى بنظم و نثر پرداخته است و در اين رهگذر از توانائى و لطف كلام برخوردار مىباشد . نمونههاى زير از شعر اوست :
در فراق محبوب
بشارت بادت اى قلب پريشان * كه ايّام فراق آيد به پايان
زند بر شام هجران ، صبح فيروز * چو خرگاه ربيعى فصل نيروز
خريف استتار روى يارم * كه بگسستى ز جانم پود و تارم
بدان شد نوبهار وصل امّيد * بهارى كز دلوجان هوش ببريد
عجب گلشنسرايى گشته دنيا * وطن كرده مگر فردوس اينجا
هرآن جايى كه باشد يار مهوش * در آن وادى بود فردوس دلكش
الا اى شمس در افلاك لاهوت ! * به نورت زنده هر ذرّات ناسوت
هرآنكس زنده ، از تو زنده گشته * ور آن كس مرده ، از تو مرده گشته
ز حقّ هستى شها ، فيّاض مانى * چه باشى آشكار و چه نهانى
تو نور چشمهء غيبت چو خورشيد * چو در ايوان حشمت رفته جمشيد
به فرّ و حشمت شاهان فزايد * كه بر هر ديدهء ناكس نيايد
الا اى تاجدار ملك و ملّت ! * درآيى كى شها ، از كنج عزلت ؟