تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣
فروبست و در مقبرهء خانوادگى شيخ الاسلام در جوار بقعهء محمّد بن جعفر به خاك سپرده شد . شيخ الاسلام از ذوق و قريحهء شاعرى برخوردار بود و ديوان اشعارش مشتمل بر دو هزار بيت توسّط برادرزاده‌اش شيخ مصطفى عاملى ، تحت عنوان « ديوان بهاء الدّينى » در سال 1363 طبع و نشر گرديد . آثار ديگر او بدين شرح است : منظومهء درة الفرديّة در علم اصول و عقليّات ( عربى ) ؛ منظومه‌اى در مباحث الفاظ اصول ؛ حاشيه‌اى بر كفاية الاصول ( سه جلد ) ؛ فقه استدلالى ( عربى ) ؛ كتاب الصّلاة ؛ و چند رسالهء ديگر . بهاء الدّين ، عالمى ربّانى و شاعر و عارفى وارسته بود و اشعارش از چاشنى عرفان بهره دارد و از انواع شعر بيشتر در قالب مثنوى و رباعى بنظم و نثر پرداخته است و در اين رهگذر از توانائى و لطف كلام برخوردار مىباشد . نمونه‌هاى زير از شعر اوست :

در فراق محبوب

بشارت بادت اى قلب پريشان * كه ايّام فراق آيد به پايان زند بر شام هجران ، صبح فيروز * چو خرگاه ربيعى فصل نيروز خريف استتار روى يارم * كه بگسستى ز جانم پود و تارم بدان شد نوبهار وصل امّيد * بهارى كز دل‌وجان هوش ببريد عجب گلشن‌سرايى گشته دنيا * وطن كرده مگر فردوس اينجا هرآن جايى كه باشد يار مهوش * در آن وادى بود فردوس دلكش الا اى شمس در افلاك لاهوت ! * به نورت زنده هر ذرّات ناسوت هرآن‌كس زنده ، از تو زنده گشته * ور آن كس مرده ، از تو مرده گشته ز حقّ هستى شها ، فيّاض مانى * چه باشى آشكار و چه نهانى تو نور چشمهء غيبت چو خورشيد * چو در ايوان حشمت رفته جمشيد به فرّ و حشمت شاهان فزايد * كه بر هر ديدهء ناكس نيايد الا اى تاجدار ملك و ملّت ! * درآيى كى شها ، از كنج عزلت ؟
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 683 | سيد محمد باقر برقعى