تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
گرچه زرد و خسته‌اند * مىتوان بهاره چيد از زلال چشم تو * مىتوان وضو گرفت اين طريق تازه را * ره به‌سوى او گرفت مهربان‌تر از نسيم * تازه‌تر ز شبنمى روى زخم سينه‌ام * تو مثال مرهمى صبح را ورق زدم * شب چرا نمىرسد انتظار تو چه سخت * كاشكى سحر رسد زودتر طلوع كن * مشرقى نگار من تو نشانه هستى از * عشق ، يادگار من

خاطر شكسته

مثل اينكه سبقت است بين جاده عبور لحظه‌ها هرچه تندتر عبور مىكنيم و خاطرات را پشت سر ميان مشتى از غبار چال مىكنيم ساز دل‌فريب ساعت مچى من تندتر براى خاطر شكسته ضرب مىزند صبر كن بايست خاطرات را بگير و مشق دفترت نما جريمه‌ات همين بس است آنكه تند مىرود ميان موج خاطرات بىكس است