ز گلشن مرانم ، چه غم باغبان را * غبارى دمى بر رياحين نشيند
چه گفت ؟
با تو از عاشق شوريدهء خود راز چه گفت ؟ * اى صبا راست بگو : دلبر ما باز چه گفت ؟
تو به خلوتگه او بودى و پروانه و شمع * در حضور دوسه نامحرم غمّاز چه گفت ؟
مردم از رشك چو برداشت سحر دست دعا * با خداوند خود آن دلبر طناز چه گفت ؟
نه تبى دارى و دردى ، نه دل غمبارى * تو چه دانى كه به من نيمه شبى ساز چه گفت ؟
سخن عشق كجا ؟ صنعت گفتار كجا ؟ * بين چه گفتم من و آن قافيهپرداز چه گفت ؟
ترديد
در آيههاى سرخ گل ترديد كردند * پيغمبران عشق را تهديد كردند
در خشكسال مهربانىها چه بىرحم * لبخند را از شهر لب ، تبعيد كردند
افسانهء زرد خزان گفتند و گفتيم * گلهاى پرپر ، قصّه را تأييد كردند
در انتظار نوشدارو تيرهدلها * افسانهء سهراب را تجديد كردند
از سبزپوشان گلستان ، شرمشان باد * در آيههاى سرخ گل ترديد كردند
آواز باران
باز باران ، چه آواز خوبى ! * با تو باران چه آغاز خوبى !
دست در دست هم خندهنوشان * تا غزلها ، چه پرواز خوبى
بارها گفتمش چشم در چشم * وه چه شعر و غزلهاى خوبى !
گفتمش با كه مىمانى اى دوست ؟ * گفت با تو ، چه ايجاز خوبى
گوش كن اين صدا دلنواز است * باز باران ، چه آواز خوبى !