تمام چشم اميدم بهسوى توست تويى * كه هست چشم تو مضمون بىزوال غزل
براى تو غزلى از خودم نخواهم نخواند * كه نيست قابل تو ، ميوههاى كال غزل
تمام ثانيهها ، در ترانه مىرقصند * كه روز روز سرود است و سال سال غزل
هميشه بىتو شكستيم و عاقبت هربار * دل شكستهء ما مىشود و بال غزل
كوير را غزلى آبدار هديه كنم * بدين عطش ، اگر امشب بود مجال غزل
خيال
نه با گذشته خوشم نه به حال خرسندم * به آنچه مىگذرد در خيال خرسندم
در اين زمانهء پرواز تا خدا ممنوع * به زخمهاى جگرسوز بال خرسندم
سكوت ، فكر رهايى - تنفسِ آزاد - * منِ شكسته به اين قيل و قال خرسندم
و من به پنجرهاى بىترانه دل بستم * كه از هجوم صدا با زوال خرسندم
از اين طبيعت جارى كه پر ز موسيقى است * به ساز دلكش نهرى زلال خرسندم
سياه روى حقيقت ، عجب هيولايى است * به آنچه مىگذرد در خيال خرسندم
نادرويش
كسى كه آينهها را فريب داد منم * به روى چهرهء خود صورتك نهاد منم
هزار سال براى تو اهرمن بودم * سيهدلى كه تو را مىفريفت من بودم
هميشه از افقى بىفروغ مىگفتم * بس است هرچه شنيدى دروغ مىگفتم
سفر به شهر شقايق دروغ بود دروغ * حكايت دل عاشق دروغ بود دروغ
به سادگىِ تو نيرنگ مىدهد پاسخ * سلام پنجره را سنگ مىدهد پاسخ
ببخش ! با دل رؤيايى تو بد كردم * تمام خاطرههاى تو را لگد كردم
بسوز خرمن پوسيدهء صداى مرا * به گور خاطره بسپار قصّههاى مرا
* * * بهار لحظهء پيوند را نفهميديم * و ما قداست لبخند را نفهميديم