تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

شعر شوق

مرا مجذوب شعر شوق كردى * در آبىهاى چشمت غرق كردى چرا فردا به اميدت بمانم * تو با ديروز خود هم فرق كردى

آبى

نگاهش را شرابى مىشناسم * من او را آفتابى مىشناسم در اين كشور كه با دريا غريب است * يكى با رنگ آبى مىشناسم

فرق دارى

تو با شيرين و ليلا فرق دارى * تو با بُت‌هاى زيبا فرق دارى تو با احساس گل‌ها آشنايى * تو با اين آدمك‌ها فرق دارى

هميشه ساده

تو را در موسم گلريز ديدم * تو را در سردى پاييز ديدم هميشه مهربان و ساده بودى * تو را وقت شكايت نيز ديدم

كوچهء لبخند

تو صبحى تشنهء پيوندى اى دوست * به دشمن نيز دل مىبندى اى دوست تمام خنده‌هايت مهربان است * تو اهل كوچهء لبخندى اى دوست