هجرت گل سرخ
وقتى گل سرخ باغ ، هجرت مىكرد * فرياد بنفشهها قيامت مىكرد
آن شب همهء غربت خود را باران * با پنجرههاى بسته قسمت مىكرد
اشك
بىپردهترين جواب يا رب اشك است * انگار به جاى چشم بر لب اشك است
بشكن به گلو - خداى را - شعر غرور * افتادهترين شاعر امشب اشك است
زمستان
ما عاشق لحظههاى بىجان بوديم * همرنگ نفسهاى زمستان بوديم
خورشيد هزار بار ديگر تابيد * در كشور آفتابگردان بوديم
سراب
با وعدهء تو سراب هم معنى شد * شيرينى تلخ خواب هم معنى شد
تو رفتى و معنى جنون دانستم * عشق آمد و التهاب هم معنى شد
استعاره
تو درد دل ستاره را مىفهمى ؟ * اين سينهء پاره پاره را مىفهمى ؟
گفتم دريا به خنده گفتى چشمت * تو معنى استعاره را مىفهمى ؟
اگر نبارى
صد پنجره نجواى بهارى اى دوست * صد حنجره آواى فرارى اى دوست
از طايفهء نجيب باران دورى * بر كلبهء ما اگر نبارى اى دوست