تنها مانده
ديشب گناه عشق را فرياد كردم * آنگه كه از رنگ نگاهت ياد كردم
در بيستون بىوفايىهاى شيرين * اين قلب تنها مانده را فرهاد كردم
سرداران بىسر
بيا امشب براى غربت عشق * دو قطره اشك اگر هم شد بريزيم
بيا با ياد سرداران بىسر * بگرييم و بموييم و بسوزيم
به فرمان تو
تويى دانى كه من گمكردهراهم * گواه صحبتم بار گناهم
اگر فتوا دهى چشمم نبيند * به فرمان تو مىميرد نگاهم
جامانده
تو مىدانى كه تنها ماندهام من * غريبم ، بىكسم ، واماندهام من
تو مىدانى كه بعد از رفتن تو * ميان كوچهها جا ماندهام من
گل و لبخند
در يك بهار سبز خوش آيند مىرسى * يك روز در اواخر اسفند مىرسى
وقتى كه دستهدسته كبوتر به اذن عشق * از آسمان فرود بيايند مىرسى
از نسل ارتفاعى و از پشت آسمان * بىهيچ واسطه به خداوند مىرسى
با يك سكوت سرد تو را داد مىزنم * پس كى به داد مردم در بند مىرسى ؟
از پشت روزهاى مهآلودهء زمين * مىبينمت كه با گل و لبخند مىرسى
مىنويسم
اين نامه را با عذر خواهى مىنويسم * وقتى دلم تنگ است گاهى مىنويسم