تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١

تنها مانده

ديشب گناه عشق را فرياد كردم * آنگه كه از رنگ نگاهت ياد كردم در بيستون بىوفايىهاى شيرين * اين قلب تنها مانده را فرهاد كردم

سرداران بىسر

بيا امشب براى غربت عشق * دو قطره اشك اگر هم شد بريزيم بيا با ياد سرداران بىسر * بگرييم و بموييم و بسوزيم

به فرمان تو

تويى دانى كه من گم‌كرده‌راهم * گواه صحبتم بار گناهم اگر فتوا دهى چشمم نبيند * به فرمان تو مىميرد نگاهم

جامانده

تو مىدانى كه تنها مانده‌ام من * غريبم ، بىكسم ، وامانده‌ام من تو مىدانى كه بعد از رفتن تو * ميان كوچه‌ها جا مانده‌ام من

گل و لبخند

در يك بهار سبز خوش آيند مىرسى * يك روز در اواخر اسفند مىرسى وقتى كه دسته‌دسته كبوتر به اذن عشق * از آسمان فرود بيايند مىرسى از نسل ارتفاعى و از پشت آسمان * بىهيچ واسطه به خداوند مىرسى با يك سكوت سرد تو را داد مىزنم * پس كى به داد مردم در بند مىرسى ؟ از پشت روزهاى مه‌آلودهء زمين * مىبينمت كه با گل و لبخند مىرسى

مىنويسم

اين نامه را با عذر خواهى مىنويسم * وقتى دلم تنگ است گاهى مىنويسم