تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩

يا زهرا عليها السّلام

شبى را كه با مرگ تنها بمانى دل من * اسير غم و درد دنيا بمانى دل من به چشمت نمىآيد اين رنج‌ها رنج اگر تو * هميشه عزادار گل‌ها بمانى دل من اگر آسمان هم نبارد مهم نيست ، آرى * فقط سعى كن مثل دريا بمانى دل من خدا رنگ احساس من را كبود آفريده‌ست * كه تو تا ابد يار زهرا بمانى دل من هميشه بخواه از خدايت كه تا صبح محشر * شريك غم آل طه عليه السّلام بمانى دل من چه شورى بپاخيزد از شعرهايم اگر تو * ميان غزل‌هاى من جا بمانى دل من

هديه

كسى ز پشت پنجره به من سلام مىكند * سكوت خالى مرا پر از كلام مىكند نگاه مىكنم به او ، كه پشت شيشه‌هاست * به او كه خاطر مرا كدر ، مدام مىكند به او كه چند سال پيش ، ز شهر ما گذشته بود * و حال كوچه را پر از طنين گام مىكند چگونه بازگشته او به ذهن شاعرى غريب * كسى كه عشق و شعر را فداى نام مىكند