به مناسبت مبعث حضرت خاتم انبياء صلّى اللّه عليه و آله تاج رسالت
تشبيه كرد آنكه به روى تو ماه را * جبران چگونه مىكند اين اشتباه را
ماه از براى ديدن روى تو روز و شب * شويد به آب چشمهء زمزم نگاه را
چون آفتاب ديده به رويت درافكند * از شرم روى خويش بدزدد كلاه را
مه را ميان خرمن سنبل نهان كنى * چون افكنى به روى ، دو زلف سياه را
اى پادشاه كشور خوبان ! كه مىدهى * مشق عتاب و ناز ز مژگان ، سپاه را
دل در هواى كوى تو دارم كه بستهام * بر خود بهجز حريم جلال تو راه را
روز جزا تو گر طلب مغفرت كنى * بخشد به احترام تو يزدان گناه را
شويم به آب چشمهء كوثر نگاه خويش * تا بر دو ديده جا دهم آن بارگاه را
اى آفتاب صبح رسالت كه زان جمال * بگشودهاى به خلق درِ صبحگاه را
گر نور حقّ ز روى تو پرتوفشان نبود * كى مىشناخت بوالبشر از راه چاه را
ختم پيمبران و رسولان به اذن حقّ * بر سر نهاد تاج رسالت پناه را
برخيز اى محمّد و بگذار اين گليم * درياب اين جماعت گمكردهراه را
اينك لواى نور برافراز تا كنى * روشن ز نور چهرهء خود مهر و ماه را
يا مصطفى ! « براتى » و پشتى خم از گناه * بپذير روز حشر تو اين عذر خواه را
به مناسبت شهادت صديقه كبرى عليها السّلام مبناى وجود
اى به طوفان بلا يارعلى * همدم آه شرر بار على
اى فروغ دل هادى سُبل * علّت خلقت و ارواح رُسل
مهر و قهرت سبب ردّ و قبول * فاطمه ، روح على ، جان رسول
مظهر عصمت خلاق ودود * ثمر دوحهء باغ محمود
زهرهء برج حيا شمسهء دين * شمس گردون ز رُخت خاكنشين