تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
از تو سرسبز درخت اسلام * وز تو پُرنور چراغ احكام اى تو ناموس خداوند ودود * منشأ خلقت و مبناى وجود اى ز سيلى شده نيلى رويت * گشت آزردگى پهلويت تا على را سوى مسجد بردند * نازنين قلب تو را آزردند غاصبان ، غصب خلافت كردند * به امانات خيانت كردند رابط فيض خدا را كشتند * مادر زهد و حيا را كشتند همه نان و نمكش را خوردند * در تلافى فدكش را بردند تا كه بيت شرف فاطمه سوخت * گويى از عرش خدا قائمه سوخت هستى شير خدا رفت ز دست * تا كه زهراى ولى از پا نشست

ماه رجب

كوكبهء رحمت ربّ آمده * ماه دل‌انگيز رجب آمده ببين كه در چرخ ولايت پديد * ماه عجم ، مير عرب آمده شمس هدايت به جمالى جميل * تا شكند لشكر شب آمده بوالعجبى قالب خلقت شكست * مظهر ذات بو بوالعجب آمده پور ابو طالب و باب علوم * مربّى علم و ادب آمده ز دامن فاطمه ، بنت الأسد * پاك‌ترين پاك نسب آمده آمده ذات ممكنى در وجود * كه ممكنات را به سبب آمده يار نبىّ كه تيغ خون‌ريز او * آتش جان بو لهب آمده ز مولدش كون و مكان عرش و فرش * به وجد و شادى و طرب آمده تا كه به پايش بزند بوسه جان * هر نفس از شوق به لب آمده طبع « براتى » به ثناى خوشش * نوش‌تر از شهد رطب آمده