از تو سرسبز درخت اسلام * وز تو پُرنور چراغ احكام
اى تو ناموس خداوند ودود * منشأ خلقت و مبناى وجود
اى ز سيلى شده نيلى رويت * گشت آزردگى پهلويت
تا على را سوى مسجد بردند * نازنين قلب تو را آزردند
غاصبان ، غصب خلافت كردند * به امانات خيانت كردند
رابط فيض خدا را كشتند * مادر زهد و حيا را كشتند
همه نان و نمكش را خوردند * در تلافى فدكش را بردند
تا كه بيت شرف فاطمه سوخت * گويى از عرش خدا قائمه سوخت
هستى شير خدا رفت ز دست * تا كه زهراى ولى از پا نشست
ماه رجب
كوكبهء رحمت ربّ آمده * ماه دلانگيز رجب آمده
ببين كه در چرخ ولايت پديد * ماه عجم ، مير عرب آمده
شمس هدايت به جمالى جميل * تا شكند لشكر شب آمده
بوالعجبى قالب خلقت شكست * مظهر ذات بو بوالعجب آمده
پور ابو طالب و باب علوم * مربّى علم و ادب آمده
ز دامن فاطمه ، بنت الأسد * پاكترين پاك نسب آمده
آمده ذات ممكنى در وجود * كه ممكنات را به سبب آمده
يار نبىّ كه تيغ خونريز او * آتش جان بو لهب آمده
ز مولدش كون و مكان عرش و فرش * به وجد و شادى و طرب آمده
تا كه به پايش بزند بوسه جان * هر نفس از شوق به لب آمده
طبع « براتى » به ثناى خوشش * نوشتر از شهد رطب آمده