الاسلام شيخ حسن نورى اداره مىشد ، درآمد و خود نيز برنامههاى ادبى انجمن را عهدهدار شد و در همان سال غزل گونهاى به نام « پيام آزادى » در نشريهء « پيروزى در سايهء شكست » منتشر كرد كه مورد توجه قرار گرفت .
براتى اكنون عضو انجمن ادبى محيط ، كه به سرپرستى شاعر گرانقدر استاد محمّد على مجاهدى ( پروانه ) اداره مىشود ، مىباشد و بيشتر اشعارش جنبهء مذهبى و عرفانى دارد . براتى ، در مديريت و كارگردانى جلساتى كه به مناسبتهاى مذهبى تشكيل مىشود از توانائى و مديريت كافى برخوردار است . نخستين مجموعه اشعارش بنام ( برات بهشت ) طبع و نشر گرديده و مورد استقبال علاقهمندان شعرش قرار گرفته است اين است چند نمونه از نظم او :
ولاى آل على عليه السّلام
دلم به غنچهء آفت رسيده مىماند * به صيد وحشى در خون طپيده مىماند
اميد و عشق به صحراى جان سوختهام * به جستوخيز غزال رميده مىماند
نديده جلوهء خورشيد شب ز راه رسيد * سياهبختى من در سپيده مىماند
چو مطلع غزل ناب بود عمر و كنون * به آخرين دوسه بيت قصيده مىماند
زبان ز بار تملّق چو شانه ساخت تهى * به تيغ آختهء آبديدهء مىماند
سپهر با همه رفعت به پاىبوسى عشق * ز حال تا به قيامت خميده مىماند
حديث عشق مكرّر شنيدهايم و ليك * روايتى است كه چون ناشنيده مىماند
ولاى آل على فخر شد « براتى » را * به جان دوست كه بر اين عقيده مىماند
لطف يزدان
شهد حكمت ريزد از لعل سخندان بيشتر * از بر نيسان مىدهد بر دشت باران بيشتر
سير در ژرفاى خلقت اعتبار حكمت است * مىنوازد گوش جان را پند لقمان بيشتر
با قناعت دامن از دست تهى دستى بگير * حشمت مور است اينجا از سليمان بيشتر