چه شد ابن يمين اى دل ؟ چه شد ابن حسام آخر ؟ * چه شد مسعود سعد آنگه چه شد خواجوى كرمانى ؟
كجا شد مولوى ؟ كو اسفرنگى ، شمس و عطارت ؟ * صباحى ، سوزنى ، فردوسى ، آن كانِ سخندانى
ثياب مرگ اعطا شد خيالى و نوايى را * حكيم هيدجى رفت و سماعيل صفاهانى
وصال و محتشم ، مقبل ، دخيل و قمرى و بيدل * نه فارغ ماند و سربازى ، نه صرّافى ، نه عمّانى
بداعى چون شد و عرفى كجا رو كرد ؟ وحشى كو ؟ * نراقى رفت و طوبى مرد و پنهان شد سليمانى
خزان مرگ خشكانيد باغ زندگانى را * ز محزون و ز دلريش و ز مسرور و ز گريانى
چه شد بر جوهرى و جودى و عريان و راجى را * وفايى را وفا ننمود فانى شد به قانى آنى
ضيايى ، آذرى ثوب فنا پوشيده بر قامت * ز حاجى و عراقى مُرد و پنهان گشت زاكانى
به دوران هريك از اينها نموده كامرانىها * كنون در مسكن مأوا يكى را نيست عنوانى
تو هم « بحرى » از اين صحبت به دانايى ببر عبرت * تو را خوانند با نامى كه خود اينگونه مىخوانى !
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 587
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٥٨٧