تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
« نصاب الصّبيان » ابو نصر فراهى در دوازده بحر به رشتهء نظم كشيد . در اين منظومه ، اورنگ برعكس ابو نصر فراهى كه لغات و واژه‌ها را معنى مىكند ، در نصاب الرّجال واژه‌ها معنى نقض به خود مىگيرد و به جنبهء انتقادى درمىآيد . اين كتاب در 226 بيت منظوم شده است كه نخستين بار در بمبئى در مطبعهء مصطفويّه چاپ شد و بار ديگر در شيراز توسط كتابفروشى معرفت به زيور طبع آراسته گرديد و با مقدّمه دكتر نورانى وصال به چاپ رسيد . اورنگ همچون پدر و اعمام و نيايش ، در هنر خوشنويسى تبحّر داشت ؛ به‌ويژه خطّ نستعليق را خوش مىنوشت .

معلّم عشق

بگشاى پرده در بر خورشيد خاورى * تا پيشت اعتراف نمايد به چاكرى من سر نپيچم از خط فرمان به هيچ حال * گر سر برى به تيغم و گر جان بپرورى ما خود ز دوست شكوه بر كس نمىبريم * كز دوست نزد دوست نبرديم داورى گر تيغ كين كشى و مرا از جفاكشى * جورت كشم كه از همه خوبان نكوترى من بندگى پير خرابات كرده‌ام * شايد اگر زنم به شهان لاف همسرى « اورنگ » را كه شعر چنين نغز و دلكش است * آموخت از معلّم عشق تو شاعرى

قصهء عشق

هيچ دانى به من از عشق چسان مىگذرد * نوبهارم بتر از فصل خزان مىگذرد همه گويند كه از ديده نهان است پرى * اى پرىزاده عجب بين كه عيان مىگذرد گر در آيينه رخ خويش ببينى ، دانى * كه به ما دلشدگان بىتو چسان مىگذرد