تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
مادر پير و مهربون نذر زيارت مىكنه * آقا غريبه مثل ما ما رو شفاعت مىكنه تو اوج دلواپسىها دلم به حكم تو رضاس * با اسم تو شعر مىگم كه بهترين اسم خداس خادما توى حرمو گلاب بارون مىكنن * به سفره‌خونه دلت خورشيد و مهمون مىكنن صداى سرنا و دهل مىپيچه اطراف حرم * خورشيد شرمنده مىشه از اين همه لطف و كرم طنين سرمست اذون تو رگ شهر جاريه * اين همه چيزاى قشنگ از تو به يادگاريه نگاه كن كه چشم من پرنده خونه تو * از همه جا دل بريدم فقط بهونه تو تو هشتمين طلوع عارفانه ديانتى * براى شعر ساده‌ام قشنگ‌ترين عبارتى « انيس » از شاهچراغ اومده پابوس شما * جدا شده از آدما تا بشه مانوس شما دلم گرفته آسمون طلائى تو رو مىخوام * تنها شدم دوباره هم‌صدايى تو رو مىخوام

ناجى اشعار

چون واژه‌هاى يخ‌زده تكرار مىشوند * گل‌هاى سرد گريه پديدار مىشوند فردا نديده‌اند كه هرگز ز ره رسد * اين كوچه‌هاى خسته كه ديوار مىشوند يك آسمان كبوتر بىبال‌وپر ز چيست ؟ * صيّادها كه لوطى و عيار مىشوند دوران ناخوشيست سرانجام پونه‌ها * جان مىدهند و ناجى اشعار مىشوند