انور ( 1310 )
شادروان ايرج رضايى شاعر توانا و شوريده حال و سختهدلى كه شعرش نواى غمانگيز درد و درمان است و همين امر شعرش را شور و حالى و لطفى خاص بخشيده است ، او در شعر « انور » تخلّص مىكرد ، فرزند محمّد ، در سال 1310 هجرى شمسى در كرمانشاه قدم به عرصهء حيات گذاشت و در همان زادگاه خود به تحصيل پرداخت و تا دريافت ديپلم متوسّطه پيش رفت ، آنگاه به استخدام وزارت كشاورزى درآمد و در اداره جنگلبانى شهر خود مشغول خدمت شد .
رضايى از كودكى داراى قريحهء شاعرى بود و عمويش مرحوم حيدر مظهر ، شاعر نامور كرمانشاهى ، در تشويق و ترغيب ذوق و استعداد او سعى وافى مبذول داشت و او را از همان نوجوانى با خود به انجمنهاى ادبى شهر خود برد و رموز شعر و فنون آن را به او آموخت و مجالست با اديبان و شاعران استعداد او را شكوفا ساخت و شعرش كه از لطافت طبع و ظرافت كلام و احساس برخوردار گرديد ، مورد توجه قرار گرفت .
فرشيد يوسفى دربارهء او مىگويد : « غزلهايش از سوز دل و سينهء سوختهاش حكايت دارد . زمانى كه شعر مىخواند ، در حرف حرف و كلمه به كلمهء آن خلاصه مىشد ؛ گويى او نبود كه شعر مىخواند ، بلكه شعر او را در خود مىپيچيد . در بهمنماه 1364 دار فانى را وداع گفت ، امّا هنوز آواى نامرادى قلب شكستهاش در فضاى ادب اين شهر مترنّم است و بر خلاف خود كه در غبار گم شد ، غزلهايش ماندگار و تا