تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
بال در بال پرستوى خيال * هم صدا با بوى صحرايم كند يا ستاره در شب چشمان تو * يا در آغوش صدف جايم كند كاش مىشد يك نفر پروانه را * آشنا با گل غزل‌هايم كند

تب عشق

شادم اينك خبر از يار وفادار آمد * شور صد خاطره ، از چنگ و نى و تار آمد نامه بر ، قاصدك خوش‌خبر آمد ، بر در * گفت اين نامه از آن يار وفادار آمد باغبان تا كه به آرايش گلها پرداخت * بلبل غم‌زده هم ، عاشق ديدار آمد عاشق مىزده چون بلبل خوش بانك و نوا * نغمه‌خوان ، نغمه‌سرا ، جانب گلزار آمد در كفش ساغرى از جام بلورين بنهيد * ساقى ماست كه با بادهء گلنار آمد آنكه شد تابع نفس دنىِ خويش به دهر * بىگمان در دوجهان سخت گرفتار آمد هركه شد عاشق و سرد ره معشوق گذاشت * رخ برافروخته شد ، با تن تب‌دار آمد عشق آتش به همه هستى حلّاج فكند * زان سبب ، بانك انا الحق ، ز سر دار آمد